عسل عسل ، تا این لحظه: 18 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

عسل ، شيرين تر از عسل

اتاق جدید پرنسس عسل

فکر کنم همه دخترا تب پرنسس شدن دارن !!!!! تم تولدت که سیندرلا شد دیگه از تو فاز پرنسس و سیندرلا در نیومدی . با هدیه زیبایی هم که خاله زینب و خاله نجمه و خاله فریبا و خاله افسانه برات آوردن و انتخاب کاغذ دیواری پرنسسی برای اتاقت یه قلمرو پرنسسی برای خودت رقم زدی و اینجا خونه جدید بالندگی تو شد. امیدوارم لحظه های شاد و رویایی تو این اتاق داشته باشی پرنسس ریبای من !   یه وقتایی به این به قول خودت جادوهای سفید کاغذ دیواری اتاقت خیره میشی و می ری تو فکر . یه روز همینجوری بی هوا گفتی : مامان اتاق من پر از جادوی فرشته مهربونه !!!! امیدوارم زندگیت لبریز ار معجزه هایی باشه که خدای مهربون و فرشته هاش برا...
21 بهمن 1393

آتیه سازان شروعی برای ساختن آتیه تو ...

ماموریت پیدا کردن مدرسه به عهده من گذاشته شد و انصافا کار سختی بود . برای پیدا کردن مدرسه ایده آل دست به دامن همه شدم و از دوستان و اینترنت و خلاصه هر منبع اطلاعاتی که می شد اظلاعات جمع کردم . مدارس گل مریم ، نیکی ، همیشه بهار ، واله ، سوده ، پیشگامان کامپیوتر و آتیه سازان تو لیست مون قرار گرفتن و ما هم کفش آهنی به پا کردیم و تو سه روز طاقت فرسا تو گرمای تیر ماه رفتیم تا مدارس رو ببینیم . همه این مدارس آزمون ورودی داشتند که تاریخ برگزاریش مال اردیبهشت بود . مدرسه واله و سوده به دودلیل بدون اینکه دیده بشن از لیستمون حذف شدن . یکی به خاطر مسافت زیادش تا خونه که حدود سه ساعت رفت و برگشتت طول می کشید و دیگه اینکه مسئولین مدرسه اعتقاد داشتن...
21 بهمن 1393

و اینک شروعی دوباره ....

سلام دوستان روشن تر از آیینه و  آب  روزهایی که نبودیم ، بودیم ولی در کشاکش تغییراتی عجیب و شگرف که خیلی سریع تو زندگی مون اتفاق افتاد و مجالی برای سر زدن به این خونه بهمون نمی داد .  همه چی از استجابت یه دعا شروع شد و جواب زیبایی که کائنات به آرزوی من برای آینده تو داد . اینکه تویی که به لطف خدا از هوش سرشاری در محیطی شروع به تحصیل کنی که غنی باشه . سرچشمه برای تو خیلی کوچیک بود و می دیذم که چه جوری استعدادهات تو روزای طولانی و کسل کننده سرچشمه هدر می ره .  بابا هم گویا در سکوت بیشتر از من به این موضوع فکر کرده بود تا اینکه یه روز تو راه برگشت از سزچشمه اویل تیر ماه ، بابایی بهم رنگ زد و ارم خواست د...
20 بهمن 1393

سلامی چو بوی خوش آشنایی ...

سلام دوستان سلام همه اونایی  که همیشه مهمون این خونه بودیدن . روزایی که گذشت یه عالمه اتفاق خوب تو زندگیمون افتاده که هر کدومش یه کتابه . به زودی میام و همه اش رو مفصل می نویسم .  
15 مهر 1393