وقتی لبریز از معجزه باشی ...
دلبرکم ! شیشه عمر من ! گاهی وقتا یادمون میره که توی این دنیای بزرگ یه خدایی هست که همیشه عاشقانه بنده هاش رو دوست داره و نگه دارشونه . چهارشنبه 21 اسفند 92 معجزه ای توی زندگی ما اتفاق افتاد که باعث شد یادمون بمونه : گر نگهدار من آن است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد وقتی من و تو داشتیم از سرچشمه برمی گشتیم رفسنجان توی جاده با یه ماشین دیگه تصادف کردیم و بر اثر ضربه حدودا 50 متر از لب جاده اصلی ماشین پرت شد و توی این چرخشهاو فرود وحشتناک تو از ماشین پرت شدی بیرون . خیلی حادثه وحشتناکی بود و همه چیز تنها توی چند ثانیه اتفاق افتاد . وقتی ماشین که بیشتر شبیه یه یه قوطی رانی له...
نویسنده :
مامان عسل
15:24








